سيد جعفر سجادى
1662
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )
اطلاع پيدا كند . ( كشاف ص 1652 ) و تجليات انوار الهى است كه دائم است و معشوق زيبا روى را گويند . جامى گويد : دو هفته شد كه نديدم مه دو هفتهء خود را * كجا روم بكه گويم غم نهفتهء خود را دراز خواب خوش اى بخت بد مگر كه گشايم * به روى همچو مهش چشم خفته خود را خداى را مكن اى باغبان مضايقه چندان * كه يك نظاره كنم باغ نوشكفتهء خود را مريز اشك من اى چشم خون گرفته كه خواهم * كنم نثار رهش اين درنه سفته خود را ماه صِيام - ( اصطلاح عرفانى ) مرحله رياضت را گويند . حافظ گويد : ساقى بيار باده كه ماه صيام رفت * در ده قدح كه موسم ناموس و نام رفت وقت عزيز رفت ، بيا تا قضا كنيم * عمرى كه بىحضور صراحى و جام رفت مستم كن آن چنان كه ندانم ز بيخودى * در عرصهء خيال كه آمد كدام رفت ماهُو - ( اصطلاح منطقى ) سؤال بواسطهء كلمهء ماهو از ذات و حقيقت و ماهيت شىء مىشود چنان كه گويند « الانسان ما هو » و يا « الحيوان ما هو » كه پاسخ آن ذاتيات است چنان كه در پاسخ سؤال اول بايد گفته شود انسان حيوانى است ناطق و در پاسخ سؤال دوم گفته شود جسمى است نامى حساس متحرك بالاراده . ( از شفا ج 2 ص 582 - تفسير ص 830 ، 185 ) . ماهِى - ( اصطلاح ذوقى ) عبارت از عارف كامل است كه مستغرق در بحر معرفتست . مولوى گويد : اين جهان درياست تن ماهى و روح * يونس محجوب از نور صبوح گر مسبح باشد ار ماهى رسيد * ور نه در وى هضم گشت و ناپديد ماهيّات - ( اصطلاح فلسفى ) ماهيات از نظر عرفا عبارت از وجودات خاصهء علميهاند زيرا كه آنها در خارج ثابت نبوده به نحوى كه منفك از وجود خارجى باشند تا لازم آيد واسطهء ميان موجود و معدوم باشد . و ثبوت آنها منفك از وجود خارجى در موطن عقل است كه عبارت از صور فائضهء از حق باشد و ثابت در علم حقاند و علم او وجود اوست زيرا علم او ذات اوست و اگر ماهيات غير از وجودات متعينه در علم حق باشند ذات او محل امور متكثره خواهد بود و اين امر محال است . ( از شرح قيصرى ص 20 ) ماهيّاتِ جَعْليَّه - ( اصطلاح فقهى ) و امورى است كه مجعول شارع است مانند صلاة ، صوم و ساير عقود كه ماهيات جعليهاند و اطلاق بر فاسد آنها نمىشود . ( از قوانين الاصول ص 47 و قواعد ص 7 ) ماهِيَّت - ( اصطلاح فلسفى ) كلمهء ماهيت در اصل ماهويت بوده است « ياء » آن « ياء » نسبت و « تاء » آن « تاء » مصدريه است و « واو » قلب بياء و « ياء » در « ياء » ادغام شده است و هاء آن مكسور گرديده است . و بعضى گويند ماهيت مشتق از